سایبر 3 Cyber

چانگ تزو شبي در خواب مي بيند كه يك پروانه شده است. وقتي بيدار مي شود با  خود مي انديشد: آيا من مردي هستم كه خواب مي بيند پروانه شده است، يا اينكه  پروانه اي هستم كه اكنون خواب مي بيند  يك"مرد" شده است.

روند كاري يك كاربر كامپيوتر در فضاي سايبر دقيقا نوعي يكي شدن يا محو شدن در درون واقعيتي متفاوت يعني واقعيتي مجازي كه وراي قوانين و واقعيت هاي واقعي است. مانند يك رهبر ذن در هنگام مديتيشن كه با محيط اطراف خود به وحدت مي رسد، كاربر كامپيوتر هم در هنگام كار در فضاي مجازي با آن يكي مي شود.

شما تقريبا بي حركت و آرام مي نشينيد، چشمانتان روي پرده اي درخشان خيره مي‌شود، اتاق كاملا تاريك است، تنها منبع نور در درون شما است و در حاليكه همه توجه و ذهنتان بر كلمات و تصاوير اين پرده درخشان متمركز است ، انگشتانتان كليدهاي كي بورد را مي‌نوازد. در اين لحظه دوست داريد با  ذهنيات و تصورات خود يگانه شويد . مرز بين دنياي درون و بيرون تقريبا ناپديد مي‌شود و ديگر گذر زمان معنايي ندارد.