از نيروهاي درون سازماني و برون سازماني به آن دست مي‌يابيم و پس از اطلاع‌يابي كاركرد دوم روابط عمومي كه همانا اطلاع‌رساني است آغاز خواهد شد. اما ديگر در روابط عمومي نوين سر ريز حجم بالاي اطلاعات ملاك عمل نيست، بلكه امروزه باور كارشناسان روابط عمومي براين است كه كار روابط عمومي با ارزيابي آغاز و با ارزيابي خاتمه مي‌يابد. در واقع زماني كه كارشناس روابط عمومي نياز مخاطب را ارزيابي كرد به تعيين و غربالگري اطلاعات مورد نياز آنان مي‌پردازد و با استفاده از فنون و شيوه‌هاي مفيد و مؤثر، اين اطلاعات را به سمع و نظر مخاطب مي رساند اما اين آغاز راه است. در يك واحد روابط عمومي قدرتمند بايد مجدداً جامعة مخاطبين، مورد ارزيابي قرار بگيرند تا تأثير ارائه اطلاعات بر آنان مشخص شود و با استفاده از اين ارزيابي نهايي است كه در واقع مي‌توان به كارآيي روشهاي بكار برده شده دست يافت و در جهت ارتقاي سطح آن اقداماتي به عمل آورد. در نهايت مشاهده مي‌كنيم كه افكارسنجي و ارزيابي در خاتمه به همان اندازه ارزيابي اوليه مهم و ضروري به نظر مي‌رسد.

چرا كه يك سيستم فعال و پويا نه تنها از به دست آوردن تجربيات جديد بي‌نياز نيست، بلكه مشتاقانه در جهت رسيدن به هدف والاي خود، به آزمون و خطا و استفاده از روشهاي مؤثرتر دست خواهد زد كه در نهايت همين سيستم قوي روابط عمومي مي‌تواند براي رسيدن به هدف، راه كوتاه‌تر را با استفاده از تجربيات و ارزيابيهاي مشابه گذشته انتخاب نمايد.
بي‌ترديد، اين‌ وظيفه‌ در قالب‌ مجموعه‌اي‌ از فعاليتهاي‌ ارتباطي‌ صورت‌ مي‌گيرد كه‌ مي‌توان‌ آنها را تحت‌ عناوين ‌ارتباطات‌، امور فرهنگي‌ و نمايشگاهها، انتشارات‌، سنجش‌ افكار و پژوهش‌ و برنامه‌ريزي‌دسته‌بندي‌ كرد.